خانه / ۱۳۹۷ / اسفند

بایگانی ماهانه: اسفند ۱۳۹۷

کتاب برج کبوتر

تعارفش را نشنیده گرفتم. جوابی ندادم. می‌دانست که دوست دارم تنها باشم. انیس رفت و دوباره من ماندم و دار قالی. نمی‌دانم چرا هر چه می‌بافتم، این قالی بالا نمی‌آمد. لحظه‌ای دست کشیدم و نگاهش کردم. قبلاً که به آن نگاه می‌کردم، انگار هر نقش و نگارش با من حرف می‌زد، ولی آن روز هیچ‌چیزش به چشمم نمی‌آمد! نمی‌دانم، شاید برای این بود که هوش و حواسم مثل همیشه سر جایش نبود. فکرم هزار و یک جا می‌رفت. هنوز هم ته دلم آشوب بود. برای یک لحظه هوایی شدم از پشت دار بلند بشوم و پی انیس به ته حیاط بروم. کنارش بنشینم و همان‌طور که نان را به تنور می‌زند، با هم حرف بزنیم، بلکه حالم بهتر شود. بوی نان تازه و حرارت آتش را دوست داشتم؛ اما نه، معصومه هم آنجا بود. دوست نداشتم فعلاً چشمم به چشم او بیفتد. هنوز دلم با او صاف نشده بود. هنوز زهر حرف‌هایش به دلم بود. همین جا بمانم و خودم را مشغول قالی کنم، بهتر است. هیچ حوصله نداشتم کسی دور و برم باشد. دلم تنهایی می‌خواست. حرف زدن نمی‌خواست. حرف شنیدن نمی‌خواست. راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

توضیحات بیشتر »

کتاب برتری بین بلاغت عرب و عجم

ابوهلال عسکري از اديبان بزرگ عربي‌نويس ايران است. در اين رسالة کوچک، اشارات ارزشمندي به فرهنگ ايران باستان دارد و توقيعات و فرمان‌ها و اندرزهايي از اردشير بابکان، انوشيروان، قباد (شيرويه) پسر خسروپرويز آورده است. با شواهدي که در کتاب آمده ادامة اين فرهنگ (توقيع‌نويسي و اندرز‌فرمايي) را در نزد برمکيان (وزيران با نفوذ خلفاي عبّاسي) مي‌بينيم. اهميت ديگر اين رساله در اين است که در آن دو جملة قصار به زبان پهلوي آمده است که متأسفانه دچار تحريف شده بودند امّا مصحّح کتاب صورت درست پهلوي و معناي آن‌ها را توضيح داده است. راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

توضیحات بیشتر »

کتاب چگونه شاداب و پر انرژی شویم؟

این‌روزها هر کس را می‌بینید از مدیریت زمان صحبت می‌کند. بیشترِ ما در طول روز وقت کم می‌آوریم و از همین‌رو معتقدیم که اگر بتوانیم بهره‌وری بیشتری از وقتِ خود داشته باشیم، می‌توانیم رؤیاهایمان را محقق کنیم، پول بیشتری کسب کنیم، اوضاع و احوال خود را بهبود بخشیم و خوشحال‌تر و سعادتمندتر شویم. اما نکته اینجاست که مسئله‌ی اصلی مربوط به کمبود وقت نیست. در واقع، نه‌تنها کمبود وقت ندارید، بلکه وقتِ اضافی هم دارید! اگر وقتِ اضافی نداشتید نمی‌توانستید ساعت‌ها پای تلویزیون بنشینید و سریال‌های آبکی آن را تماشا کنید یا با پرسه‌‌زدن بیهوده در اینترنت وقتتان را تلف کنید! بله، مسئله وقت نیست، بلکه انرژی است. انرژی شما هم همچون وقتتان محدود است. در واقع، انرژی بسیار راحت‌تر از زمان هدر می‌رود و ما را خسته و بی‌رمق برجا می‌گذارد؛ و وقتی حال و انرژی نداشته باشیم نمی‌توانیم از وقت خود هم به خوبی بهره ببریم. تصور کنید اگر می‌توانستید صبحِ اولِ وقت، شاداب و پرانرژی از رختخواب برخیزید چه می‌شد! از این وقت اضافی چگونه بهره می‌بردید؟ شاید ورزش می‌کردید. شاید برای پیشرفت در کارتان از آن سود می‌بردید یا شاید هم ظ..

توضیحات بیشتر »

کتاب اصول موفقیت

- اصول موفقیت استراتژی‌های پایه‌ای که برای رسیدن به موفقیت نیاز است و نیز استراتژی‌های پیشرفته که در تبدیل شدن به استاد موفقیت نیاز دارید را در یک کتاب به شما ارائه می‌دهد. من شخصاً چیزهای زیادی از جک کنفیلد آموخته‌ام و اطمینان می‌دهم شما نیز مطالب زیادی خواهید آموخت. دکتر جان گری، نویسنده کتاب «مردان مریخی، زنان ونوسی» - قبل از این که بتوانید زندگی‌تان را تغییر دهید باید نحوه تفکرتان را تغییر دهید. جک و ژانت یک نقشه راه الهام‌بخش و انگیزشی را برای موفقیت فردی شما درست کرده‌اند! کلاس مطالعه در منزل در رشته املاک به هزاران نفر کمک کرد اعتماد به نفس پیدا کنند و به یک سرمایه‌گذار املاک موفق تبدیل شوند. من متقاعد شده‌ام که کتاب اصول موفقیت نحوه تفکر و شیوه عملکردتان را تغییر می‌دهد و به شما کمک می‌کند زندگی‌تان را به شیوه‌ای که هرگز فکر نمی‌کردید تغییر دهید! خواندن این کتاب را نه تنها به شاگردانم، بلکه به هر کسی که می‌خواهد ورای رویاهایش به موفقیت برسد توصیه می‌کنم! به شما اصرار می‌کنم این کتاب شگفت‌انگیز را بخوانید. این کتاب به شما کمک می‌کند زندگی‌تان را به سمت بهتر شدن تغییر دهید! کارلت..

توضیحات بیشتر »

کتاب خانه‌ای که در آن مرده بودم

ساياکا با نشانه‌هايي که بعد از مرگ پدرش به‌دست آورد، تصميم گرفت به دنبال سؤال‌هايي برود که از کودکي در زندگي پر‌ابهامش با آن‌ها روبه‌رو بود. در اين راه از دوست دوران نوجواني‌اش مي‌خواهد تا همراهي‌اش کند. اين دو با پشت‌کار و کنجکاوي فراوان به نشانه‌هاي پر?‌رمز‌وراز و باورنکردني‌اي در اين مسير بر مي‌خورند و با هم‌فکري يک‌ديگر معماي بزرگ و تلخ زندگي ساياکا را حل مي‌کنند. راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

توضیحات بیشتر »

کتاب مدیریت اجرایی (MBA)

اﮔﺮ ﻗﺼﺪ دارﯾﺪ ﻣﺪرک MBA ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ، اﯾﻦ راﻫﻨمای ﮐﺎرﺑﺮدی، ﻣﺒﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ی MBA ﮐﺎﻣﻞ را ﺑﺎ ﺑﯿﺎﻧﯽ ﺳﺎده آﻣﻮزش ﻣﯽ دﻫﺪ و ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ از ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر آﮔﺎه ﺷﻮﯾﺪ. ﭼﻪ در ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﭼﻪ در ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ، ﺑﺎ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ روﻧﺪﻫﺎ و آﺧﺮﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿ ﮏ ﻫﺎی ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻧﮕﯿﺰه ﺑﺨﺸﯿﺪن ﺑﻪ ﮐﺎرﻣﻨﺪان آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﺪ، ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺗﺄﺳﯿﺲ ﮐﻨﯿﺪ و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ رﯾﺴﮏ و ﺗﻮﻟﯿﺪ را ﺑﺮ ﻋﻬﺪه ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. • ﮐﺎر آﻓﺮﯾﻦ ﺷﻮﯾﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ ﭼﻪ ﻣﺰاﯾﺎی ﻣﻬﻤﯽ ﺑﺮای ﺟﺎﻣﻌﻪ دارد و ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدی و اﯾﺠﺎد ﺻﻨﺎﯾﻊ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﺷﻐﻠﯽ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ. • ﻣﺪﯾﺮان ﭼﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺳﻄﻮح ﻣﺘﻔﺎوت ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﺪ، وﻇﺎﯾﻒ ﻫﺮﮐﺪام را ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ و ﺗﻔﺎوت ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و رﻫﺒﺮی را درک ﮐﻨﯿﺪ. • ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺎﻟﯽ ﭼﻪ ﻧﻘﺸﯽ اﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﺎ اﺑﺰار ﺑﻮدﺟﻪﺑﻨﺪی آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﺪ و ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ اﺗﮑﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽﻫﺎ و ﺑﺮآوردﻫﺎی ﻣﺎﻟﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﯿﺪ ﮐﺴﺐوﮐﺎر ﺧﻮد را از ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺠﺎت دﻫﯿﺪ. راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

توضیحات بیشتر »

کتاب بهترین دارو خود شما هستید!

بدن ما، در سراسر طول زندگی، پیوسته در حال نوسازی خود است. در هر لحظه، بیست میلیون سلول تقسیم می‌شوند تا جای سلول‌های فرسوده را بگیرند. هدف از این تقسیم، ساخت سلول‌های تازه مشابه سلول‌های پیشین برای جایگزین کردن سلول‌های مرده است. خطاهایی که حین رونوشت‌برداری در این تقسیم‌ها رخ می‌دهد، همان سرچشمه سرطان‌هاست. بنابراین، حیاتی است که بدن ما در محیطی مطلوب کار کند تا احتمال وقوع خطاهای رونوشت‌برداری ــ که همراه با بالا رفتن سن بر آن‌ها افزوده می‌شود ــ تا بیشترین حد ممکن کاهش پیدا کند، چون دستگاه ایمنی نیز با همان سرعت پیشرفت نمی‌کند تا بتواند موجب پاکسازی این خطاها شود. بد نیست به عنوان مثال از دخانیات نام ببریم که خطر جهش سلولی در ریه، حنجره و مثانه را افزایش می‌دهد. استرس، بی‌خوابی و کمبود فعالیت‌های بدنی نیز مانع نوسازی مطلوب سلولی می‌شود. احتمالاً دریافته‌اید اتخاذ رفتاری پیشگیرانه در قبال بسیاری از اختلالات برای اصلاح علل و نه معلول‌ها، امری حیاتی است. به بیان روشن، نباید به انتظار برخورداری از یاریِ سلامت خود بود، بلکه باید آن را فعالانه مدیریت کرد. من در این کتاب، کلید در دست گرفتن..

توضیحات بیشتر »

کتاب خدمتکارم جیوز و داستان های دیگر

جیوز ـ خدمت‌تان عارضم که، خدمتکارم ـ آدم خارق‌العاده‌ای است؛ یعنی خیلی قابل است. راستش، اصلاً نمی‌دانم بدون او چه کار باید می‌کردم. در نگاه اول شبیه آن کسانی است که در ایستگاه پنسیلوانیا داخل باجه‌های سنگ مرمر زیر تابلوی «اطلاعات» می‌نشینند. به‌طور قطع می‌دانید چه کسانی را می‌گویم. همان‌هایی که می‌روید پیششان و مثلاً می‌پرسید: «ببخشید، قطار بعدی دورقوزدره‌ی چاقچی‌آباد سفلا کی حرکت می‌کنه؟» و آن‌ها بدون حتی لحظه‌های درنگ و فکر کردن جواب می‌دهند: «ساعت ۲ و ۳۴دقیقه، سکوی شماره‌ی ده، به ایستگاه سانفرانسیسکو که رسیدین، باید خط عوض کنین.» و هر بار هم درست می‌گویند. خب، جیوز هم دقیقاً همین احساس علم لایتناهی را بهتان می‌دهد. برای اینکه خدمت‌تان عرض کنم دقیقاً منظورم چیست، برایتان یک مثال می‌زنم. خاطرم هست یک‌بار در خیابان باند، با مونتی بینگ برخورد کردم که توی یک دست کت‌و‌شلوار چهارخانه‌ی خاکستری، خوشتیپ‌ترین خوشتیپ‌ها شده بود و من به این نتیجه رسیدم که تا یک دست از همین کت‌و‌شلوارها نداشته باشم، محال است شادی حقیقی را در زندگانی‌ام تجربه کنم. به هر ترفندی بود، نشانی خیاط‌باشی را از زیر زبانش..

توضیحات بیشتر »

کتاب امروز متفاوت خواهد بود

سال ۲۰۰۳ بود. قرار بود لوپر واش تا یک ماه دیگر روی آنتن برود. اما پویانماها دو سال بود که کار می‌کردند، در اتاق زیر شیروانی ساختمانی واقع در انتهای خیابان بروم؛ جایی پرخطر و عاری از هر گونه صداقت. النور دفتر کار خودش را داشت، اما اتاق کار بزرگ و جدا‌نشده را ترجیح می‌داد. دوست داشت پهلوبه‌پهلو در کنار گروه نیویورکی‌اش کار کند؛ این گروه نیویورکی‌اش از کل هنرمندهای مجارستان هم بیش‌تر بودند، هنرمندانی که با دست طراحی می‌کردند. النور پرسید: «این دوستت... همین باکی... یه صفتی داره که آدم خوشش بیاد؟» لستر مجبور شد در این‌ باره فکر کند. «اون وفاداره.» النور گفت: «ولی تو نمی‌تونی صادقانه دوستش داشته باشی.» و پلک‌های پایینی خانم میلی‌سنت را بالا برد تا حالتی خندان به چشم‌هایش بدهد. لستر داد زد: «ما دوست‌های صمیمی هستیم. هر روز با هم حرف می‌زنیم.» «اون می‌دونه پشت سرش مسخره‌اش می‌کنی؟» لستر شاد و خوشحال گفت: «من جلوی خودش مسخره‌اش می‌کنم!» اعضای گروه النور رنگ‌ها را تصحیح می‌کردند، تغییرهای لحظه‌ی آخر را اعمال می‌کردند و شوخی‌های مد روز را اضافه می‌کردند: پس این شد فصل یک. بعد برای فصل دوم یادداش..

توضیحات بیشتر »

کتاب هدفگذاری به روش پدر پولدار

وقتی به اهداف می‌رسیم، «چرایی» به دو شکل مهم، روی «چگونگی» اثر می‌گذارد. بگذارید از پول به‌عنوان یک مثال استفاده کنیم‌: ۱. محدود‌کردن «چرایی»تان، «چگونگی‌»تان را هم محدود می‌کند. مثلا اگر «چرایی»، با «من علاقه‌ای به داشتن خانه ندارم»، محدود شود، «چراییِ» محدودشده، معنای اصلی «چگونگی» به‌دست‌آوردن و داشتن ملک را منتفی خواهد کرد. درواقع، محدود‌کردن «چرایی»، معنای «چگونگی» را متفاوت می‌کند. ۲. «چرایی» ظرفیت کسب ثروت را تعیین می‌کند. شخص فقط وقتی می‌تواند ثروتمند باشد که «چرایی» این اجازه را به او بدهد. مثلا، یک مخزن بنزین پنج‌گالنی حداکثر فقط می‌تواند پنج‌گالن بنزین را در خودش نگه دارد. وقتی به پول می‌رسیم، شخص ممکن است ظرفیت «چرایی» صدهزار دلار را داشته باشد. این کل پولی‌ست که می‌تواند داشته باشد. اگر قصد دارید ثروتمندتر شوید، ظرفیت «چرایی»تان را بیش‌تر کنید. یک میلیاردر نسبت به یک میلیونر ظرفیت «چرایی» بیش‌تری دارد؛ مثلا، میلیاردرها مایل‌اند به میلیون‌ها کودک کمک کنند، نه به هزاران کودک. هم «چگونگی» و هم «چرایی» مهم هستند. با این همه، شما با توسعه‌دادن «چرایی»، ظرفیت‌تان را برای رسیدن ب..

توضیحات بیشتر »