خانه / ۱۳۹۷ / آبان

بایگانی ماهانه: آبان ۱۳۹۷

دانلود کتاب چهره عریان زن عرب اثر نوال السعداوی

دانلود کتاب چهره عریان زن عرب اثر نوال السعداوی نام کتاب : چهره عریان زن عرب نام نویسنده : نوال السعداوی نام مترجم : مجید فروتن _ رحیم مرادی انتشارات : نشر اندیشه های نوین زبان : فارسی فرمت : PDF حجم : ۵٫۹۰MB تعداد صفحات : ۳۶۵ نوشته دانلود کتاب چهره عریان زن عرب اثر نوال السعداوی اولین بار در فروشگاه کتاب لی لی بوک. پدیدار شد.

توضیحات بیشتر »

دستورالممل‌های قضاقورتکی

یکی از رسم‌های ما ایرانیان دستورالعمل صادر کردن است. حتی یک بچه فسقلی جیغو هم اگر یک بچه فینقیلی ریقو به پستش بخورد، رد نمی‌دهد و یک دستورالعمل برایش صادر می‌کند که ریقو حساب کار دستش بیاید که چه کار باید بکند که جیغو خوشش بیاید! از همین پایین دستورالعمل می‌جوشد تا آن بالا! مسئولان محترم هم که خودشان کمپانی صدور دستورالعملند. هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین دستورعملی برای کاری دارد یک روز صبح همین که چشم بازکردم، نمی‌دانم چرا، بر اثر چه فعل و انفعلاتی، در اقدامی تلافی‌جویانه، من هم دستورالعملم گرفت. فکر کردم حالا که هر کس برای خودش دستورالعمل صادر می‌کند، من چرا نکنم؟! شاید مال من به بامزگی نسخه‌های اورژینال نرسد، اما لااقل غلط املایی و انشایی ندارد و لازم‌الاجرا هم نیست. اما حتما سازنده‌تر است! ۶۳ دستورالعمل‌ در سال‌های ۹۳ و ۹۴ صادر کردم و به حکم قضاقورتکیّت از هفته‌نامه طنز چلچراغ سر در ‌آورد. از آقای «فریدون عموزاده خلیلی» برای این میزبانی سپاسگزارم. خود این عدد ۶۳ هم یکی از عددهای مورد علاقه قضاقورتکیان است. می‌شود وقایع این دو سال (که قربانش بروم کم نبود) را از متن این دستورها پی ..

توضیحات بیشتر »

سرگشتگان

وقتی آدم از خواب بیدار شد هنوز فضای اتاق تاریک بود. نگاهی به ساعتش که روی پاتختی گذاشته بود انداخت. عقربه‌ها ساعت شش و ربع صبح را نشان می‌دادند. پرده‌های اتاق را کشید، اشعه‌های طلایی خورشید چون مهمانی عزیز به درون اتاق تابید و فضای آن را غرق در روشنایی کرد. آدم هنوز حوله پالتویی را به تن داشت و بیژامۀ نو هنوز توی بسته‌بندیش بود. ولی کسی آن را از روی تخت برداشته و به همراه دیگر لباس‌ها توی کیسه روی میز گذاشته بود. سر شب که آدم روی تخت افتاد تا صبح به خوابی عمیق فرورفت، حال آنکه طبق قرار باید برای صرف شام به طبقۀ همکف می‌رفت و به میزبانانش می‌پیوست. حتماً آنها برای خبرکردنش آمده بودند بالا و وقتی دیده بودند تا این حد مست خواب است تصمیم گرفته بودند بیدارش نکنند. دوباره دوش گرفت و صورتش را اصلاح کرد و لوسیون بعد از اصلاح زد. لباسش را پوشید و از اتاق خارج شد. یک دختر جوان که پیش‌بند سفیدی بسته بود و پشت در انتظارش را می‌کشید. او را به سمت بالکن راهنمایی کرد، جایی که در روشنایی روز میزبانانش سر میز نشسته بودند و مشغول صرف صبحانه بودند. رامز در حالی که از ته دل می‌خندید گفت: «از بخت خوش، ما ب..

توضیحات بیشتر »

میکروبوک: همدلی ممنوع

کتاب «مقابله با همذات‌پنداری» (سال ۲۰۱۶) شالوده‌ای از تحقیقات علمی غنی درباره ماهیت همذات‌پنداری است: عکس‌العمل احساسی معیوبی که انسان‌های بی‌شماری را به سمت تصمیمات اشتباه سوق می‌دهد. درحالی‌که برای افزایش همذات‌پنداری توصیه‌های زیادی می‌شود، پاول بلووم (Paul Bloom) نشان می‌دهد که چگونه بیشتر از اینکه باعث بهبود شود، می‌تواند کارها را خراب کند. این کتابچه برای چه افرادی است: - دانش‌آموزان روان‌شناسی و فلسفه - خواننده‌هایی که می‌خواهند بیشتر درباره همذات‌پنداری بدانند - طرفداران داستان‌های جنایی واقعی راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

توضیحات بیشتر »

میکروبوک: یادگیری تدریجی

این کتاب برای افراد زیر مفید است: * کسانی که می‌خواهند مهارت جدیدی یاد بگیرند. * کسانی که به‌راحتی ناامید می‌شوند. * کسانی که به آشپزی علاقه دارند. راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

توضیحات بیشتر »

سیندر: مجموعه‌ی سلسله لونار – کتاب اول

وقتی آن صدای اسرارآمیز که از قربانی، نمونه‎ی خون دیگری می‌خواست، دوباره فضای اتاق را پر کرد، سیندر از جا پرید. نگاه خشمگینی به آینه انداخت، اندروید پزشکی توجهی نکرد و برای انجام وظیفه‌ی رباتی‎اش، مشغول آماده‎سازی سوزن جدیدی شد. به‌زور آب دهانش را قورت داد، گلویش را مرطوب کرد. «چقدر زمان باید بگذره تا من اون به اصطلاح پادزهر رو دریافت کنم؟» منتظر ماند اما هیچ پاسخی نشنید. اندروید چنگال‎های فلزی سردش را محکم دور بازویش پیچید. وقتی برای بار دوم سوزن وارد آرنج دردناکش ‎شد، از درد به‌خود پیچید. آن کبودی روزها باقی می‎ماند. سپس به‌ یاد آورد که فردا او خواهد مُرد یا در حال مرگ خواهد بود. مانند پیونی. معده‎اش به‌هم پیچید. شاید آدری حق داشت. شاید این صلاح بود. لرزه‎ای بر اندامش ‌افتاد. پای فلزی‎اش در برخورد با غل و زنجیرها، صدای جیرینگ بلندی داد. با وجود این شاید هم نه. شاید پادزهر کار کند. نفس عمیقی کشید و ریه‌هایش را از هوای سرد و استریل آزمایشگاه پر کرد و هولوگراف روی دیوار را تماشا کرد که در حال نمایش آنوتومی او بود. دو نقطه‎ی سبز رنگ در پای راستش به آرامی حرکت می‎کردند. اندروید پزشکی سوزن ..

توضیحات بیشتر »

وارث: مجموعه‌ی انتخاب – کتاب چهارم

به بازوی آرن تکیه داده بودم و در باغ قدم می‌زدیم: «بنابراین، گمونم تونستم برای مدتی حواس همه رو پرت کنم.» آرن نگاه عاقل اندر سفیهی بهم انداخت و به‌زور جلوی خودم را گرفتم که او را نزنم: «ببینیم و تعریف کنیم. خب حالا چطور بود؟» و بالاخره او را زدم: -ای خوک کثیف! یه بانو هیچ‌وقت این چیزا رو تعریف نمی‌کنه. -آره؟ یه بانوی واقعی دستور می‌ده در تاریکی از ابراز علاقه‌ی خواستگارش عکس بگیرن؟ شانه بالا انداختم: «به‌هرحال جواب داد.» عکس من و کایل همان‌طور که پیش‌بینی می‌کردم مثل بمب صدا کرد. به نظر کمی عجیب بود که مردم ولع چنین چیزی را داشته باشند؛ اما تا وقتی راضی و خرسند بودند اهمیتی نداشت. هرچند عکس‌العمل‌ها نسبت به آن متفاوت بود. تعداد زیادی از روزنامه‌ها آن‌را خوب می‌دانستند؛ ولی اکثراً از اینکه به همین زودی رقابت را به آن مرحله رسانده‌ام ناخشنود بودند. حتی یکی از مجله‌های زرد جدالی لفظی بین دوتا از گزارشگران مشهورش به راه انداخته بود. یکی اعتقاد داشت؛ چون به این زودی وا‌داده‌ام بی‌بندوبار هستم و دیگری می‌گفت این حرکت معنی‌دار و زیباست؛ چون کایل را از بدو تولدم می‌شناختم. سعی کردم اهمیتی ندهم..

توضیحات بیشتر »

اختیار و عصب زیست‌شناسی

ماندگاری مسئله سنتی اراده آزاد در فلسفه به نظر من مایه سرافکندگی است. بعد از قرن‌ها قلم‌فرسایی در باره اراده آزاد، به نظرم نمی‌رسد که پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده باشیم. آیا مسئله‌ای مفهومی در کار است که از حل آن ناتوانیم؟ آیا واقعیتی در کار است که آن را به‌سادگی نادیده می‌گیریم؟ چرا از زمان نیاکان فلسفیمان تا کنون پیشرفت بسیار اندکی در این باره کرده‌ایم؟ هنگامی که با یکی از این نوع مسائل که لاینحل به نظر می‌رسند مواجه می‌شویم، در می‌یابیم که نوعا صورت منطقی ِ معینی دارند. از یک سو، باور یا مجموعه‌ای از باورها را داریم که احساس می‌کنیم واقعا نمی‌توان کنارشان گذاشت، اما از دیگر سو باور یا مجموعه باورهای دیگری داریم که با دسته اول ناسازگارند و البته به همان اندازه مجاب‌کننده. از این رو، مثلاً در مسئله کهن ذهن‌ـ بدن، بر این باوریم که جهان سراسر متشکل از ذرات مادی در میدان‌های نیروست، اما همزمان به نظر می‌رسد که جهان دربردارنده آگاهی است، که پدیده‌ای غیرمادی است؛ و نمی‌دانیم چگونه آن‌ها را در تصویری همگون از عالم با هم جمع کنیم. در مسئله کهن معرفت‌شناسی ِ شکاکانه، از یک سو به نظر می‌رسد که م..

توضیحات بیشتر »

معماری شادمانه

همیشه دانستن این‎که چگونه می‌توان زیبا ساخت این‌قدر مشکل نبوده است. در طول بیش از هزار سالِ ناپیوسته در تاریخ غرب، ساختمانی زیبا مساوی با ساختمانی کلاسیک بود، ساختاری با بخش جلوییِ یک معبد، ستون‌های تزیین‌یافته، نسبت‌های تکرارشونده و نمای متقارن. یونانی‌ها پدیدآورنده‌ی سبک کلاسیک بودند، رومی‌ها آن را تقلید کردند و گسترش دادند و بعد از فاصله‌ای هزار ساله، طبقات تحصیل‌کرده‌ی ایتالیای دوران رنسانس آن را دوباره کشف کردند. کلاسیسیم از شبه‌جزیره‌ی ایتالیا به سمت شمال و غرب گسترش یافت، لهجه‌های محلی به خود گرفت و با مواد جدید به‌خوبی اجرا شد. ساختمان‌های کلاسیک در نقاطی به‌ دوردستی هلسینکی و بوداپست، سوانا و سنت پترزبورگ، ظاهر شدند. ساخت بخش‌های داخلی، صندلی‌های کلاسیک، سقف‌ها، تخت‌ها و حمام‌ها باظرافت انجام شد. با این که تفاوت میان گونه‌های مختلف کلاسیسیزم بیشترین توجه تاریخ‌دانان را به خود معطوف کرده، شباهت‌ها درنهایت واجد بیشترین تاثیرند. در طول صدها سال توافقی دقیق درباره‌ی چگونگی ساختِ در یا پنجره، تزیین ستون‌ها و بخش‌های جلوییِ سنتوری‌دار، چگونگی مرتبط ساختن اتاق‌ها به راهروها و چگونگی ..

توضیحات بیشتر »