خانه / fb / سه روز و یک زندگی

سه روز و یک زندگی

خستگی آن دو روز بر وجود آنتوان سنگینی می‌کرد و هیچ‌یک از دو شب نتوانسته بود چشم روی هم بگذارد. توفانی که در پیش بود تمام شب فکر او را درگیر خودش کرده بود. روی تخت به صدایش گوش می‌داد. پنجره‌ها می‌لرزیدند، باد داخل شومینه هو می‌کشید. آنتوان بین خانه‌شان که از توفان به لرزه افتاده بود و زندگی‌اش ارتباط مبهمی حس می‌کرد. در عین حال برای مادرش هم نگران بود. مادر از نقش آنتوان در ناپدید شدن رمی چیزی نمی‌دانست، هرکس جای او بود از دیدن حال خراب و وحشت‌زدگی پسرش از ماجرا بو می‌برد اما خانم کورتن به روش خودش با حوادث روبه‌رو می‌شد. او بین افکار آزاردهنده و تخیلش دیوار بلند و ضخیمی بنا کرده بود که تنها مسائل دلشوره‌آوری می‌توانستند از آن عبور کنند که خلق‌وخوی منحصربه‌فرد او قادر بود با عادت‌ها و قوانین نقض‌نشدنی‌اش برطرف‌شان کند. بالاخره درست می‌شه، این عبارت را خیلی دوست داشت. معنی‌اش این بود که زندگی هم‌چنان به مسیرش ادامه می‌دهد، اما نه آن‌طور که هست بلکه آن‌طور که ما می‌خواهیم. همه‌چیز تنها به خواست ما بستگی دارد، نباید بی‌خودی به گرفتاری‌ها بها داد، بهترین کار این است که آن‌ها را نادیده بگیریم، این روش همیشه برای او کارساز بود و تمام زندگی‌اش بر کارآمدی این روش گواهی می‌داد. پسرش خواسته بود با خوردن قرص‌های قفسه‌ی داروها خودش را بُکُشد اما این اتفاق را جور دیگری هم می‌شد دید. مرغ آقای کوالسکی پسرش را مسموم کرده بود، وضعیتی که دوام چندانی نداشت و با دو روز سوپ خوردن برطرف می‌شد. افکار آنتوان همرنگ و هماهنگ حال و هوای تیره‌وتاری بودند که همه جا را فراگرفته بود و بادی که می‌خواست خانه را از جا بِکَند و مثل موتوری پر صدا وزوز می‌کرد. آنتوان خواست پایین برود. نمی‌دانست مادرش خواب است یا بیدار. مادر هم‌چنان لباس‌های شب قبل تنش بود و تلویزیون هنوز روشن و صدایش کم بود. صبحانه حاضر کرده بود، وسایل روی میز فرقی با روزهای عادی نداشتند ولی کرکره‌ها هم‌چنان کشیده بودند و انگار قرار بود سر شب صبحانه بخورند، بادی که به داخل خانه نفوذ می‌کرد چراغ آشپزخانه را تکان می‌داد. «نتونستم کرکره‌ی پنجره‌ها رو باز کنم…» مادر هراسان آنتوان را نگاه می‌کرد. به پسرش نه صبح‌به‌خیر گفت و نه حالش را پرسید… ظاهراً تمام هم و غمش باز نشدن کرکره‌ها بود. نگرانی شدیدی در صدایش موج می‌زد. با سوپ نمی‌شد آن هوا و خسارت‌هایی را که در پی داشت تعمیر کرد… «شاید زور تو برسه…» پشت این درخواست چیز دیگری بود که آنتوان درست نمی‌دانست چیست.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

کتاب حقوق‎ زن

معنای‌ دلیل‌، علت‌ و حکمت‌ حکم‌ شرعی‌ چیست‌ و این‌ها چه‌ فرقی‌ با یکدیگر دارند؟ در مورد احکام‌ دینی‌ از سه‌ دیدگاه‌ مختلف‌ می‌توان‌ بحث‌ کرد: أ. گاه‌ از دلیل‌ حکم‌ پرسیده‌ می‌شود. مثلاً اگر کسی‌ بپرسد دلیل‌ وجوب‌ نماز بر یک‌ مسلمان‌ چیست‌، در پاسخ‌ می‌شنود که‌ دلیل‌ یا مدرک‌ یا مستند این ‌حکم‌، آیۀ‌ شریفه‌ «یا ایها الذین‌ آمنوا أقیموا الصلاة‌» است‌. منابع‌ احکام‌ فقهی‌ یا انواع‌ ادله فقهی‌ عبارتند از: ۱. کتاب‌ الاهی‌ ۲. گفتار، کردار و امضای‌ معصومین‌(ع) ۳. اجماع‌ فقها با شرایطی‌ خاص‌ که‌ در اصول‌ فقه‌ مشخص‌ شده‌ است‌. ۴. عقل‌ با شرایطی‌ که‌ در محل‌ خودش‌ آمده‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر هر حکم‌ شرعی‌ که‌ در رساله‌های‌ عملیه و در فقه‌ شیعه ‌آمده‌ است‌، دلیلش‌ در یکی‌ از این‌ چهار منبع‌ یافت‌ می‌شود. ب‌. گاه‌ ممکن‌ است‌ از علت‌ وضع‌ حکمی‌ شرعی‌ پرسیده‌ شود، مانند این‎که چرا ما باید نماز بخوانیم‌ و علت‌ تامّه جعل‌ این‌ تکلیف‌ بر ما چیست‌؟ در پاسخ‌ به‌ این‌ نوع‌ پرسش‌ این‌ گونه‌ پاسخ‌ داده‌ می‌شود علت‌ ـ به‌ معنای‌ دقیق‌ عقلی‌ آن‌ ـ همۀ‌ احکام‌ شرعی‌ و الاهی‌ و واضع‌ آن‌ها اراده خداوند است‌. ار..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *